الملا فتح الله الكاشاني

129

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ذكر و انثى و به جهت اينست كه بزوجان تسميه يافته‌اند و آن دو صنف يكى معروفست كه در دنيا ديده باشند و ديگرى غريب كه نديده و نشنيده باشند يا يكى نزد ديگرى خشك چون عنب و زبيب و رطب و تمر و غير ذلك از ابن عباس مرويست كه در دنيا هيچ ميوه نباشد از ترش و شيرين الا كه در بهشت باشد حتى حنظل الا آنست كه حنظل بهشت شيرين باشد * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه اصناف فواكه و اثمار ببنده عطا ميفرمايد * ( تُكَذِّبانِ ) * منكر ميشويد * ( مُتَّكِئِينَ ) * اينحالست از ضمير من خاف چه من موصوله در معنى جمع است يا منصوبست بر مدح خايفان بتقدير امدح يعنى مر كسانى را كه خايف باشند دو جنتست در حالتى كه تكيه كنندگان باشند بر طريق پادشاهان يا آنها كه ترسانند ممدوحند به اين كه تكيه كنندگان باشند * ( عَلى فُرُشٍ ) * بر فرشهاى بسيار * ( بَطائِنُها ) * كه استرهاى آن * ( مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ) * از ديباى محكم باشد و گويند كه استبرق حرير چينى است كه ميان غليظ و رقيق است يكى از اكابر را پرسيدند كه بطاين آن ديباست ظهاير آن از چه باشد فرمود كه از نور و گفته‌اند كه ظهاير آن از سندس است كه ديباى رقيق است و نزد بعضى ديگر بطانه و ظهارهء آن از يك جنس است تا بهردو روى موجه بوده بهر وجه كه خواهند بيفكنند و نزد جماعتى ديگر ظهاير آن داخلست در اين آيه كه فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ * ( وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ ) * و ميوهء آن دو جنت كه چيده شود * ( دانٍ ) * نزديكست به زمين بهشت بر وجهى كه دست قايم و قاعد و مضطجع و نايم بدان رسد و مرويست كه تكيه كننده بر تختهاى بهشت چون آرزوى ميوه كند شاخهاى درخت سر فرود آورد و آن ميوه كه خواهد بدهن وى رسد پس آن را بدست يا بدهن فرا گيرد * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه شما را بر تختها و فرشهاى پادشاهانه نشاند و ميوه هاى لذيذ و لطيف دهد * ( تُكَذِّبانِ ) * انكار ميكنيد * ( فِيهِنَّ ) * ضمير راجعست به آلاى معدوده از جنتان و عينان و فرش و غير آن يا راجع بجنان و عدم ذكر آن به جهت معلوميت آنست يا راجع بجنتان و ايراد آن به صورت جمع به جهت اشتمال جنتين است بر اماكن و قصور و مجالس يعنى در اين اشياى معدوده يا در بهشتها يا در قصور و منازل اين دو بهشت * ( قاصِراتُ الطَّرْفِ ) * كوتاه چشمان باشند يعنى حورانى كه چشم فرو خوابانيده باشند از نگريستن به غير شوهران خود از ابن عباس منقولست كه هر يك از اين زنان شوهران خود را گويند كه و عزة ربى ما ارى فى الجنة احسن منك فالحمد للَّه الذى جعلنى زوجتك و جعلك زوجى بعزت و جلال خدا كه در بهشت هيچ چيز از تو زيباتر نمىبينم شكر مر خداى را كه ترا جفت من گردانيد و مرا جفت تو و سهل بن عبد اللَّه فرموده كه هر